مقدمه
ایران، کشوری با تاریخ و تمدنِ کُهن و تنوع جغرافیایی و فرهنگی غنی است و از قومیتها و ایلات و عشایر گوناگون تشکیل شده که هزاران سال در کنار هم در مناطق مختلف که مرزهای آن در طول تاریخ افزایش و کاهش یافته است، زیستهاند.
در حال حاضر، ایران با وسعت 1,648,195 کیلوترمربع، ۸۹ میلیون نفر جمعیت دارد و در تقسیمات کشوری دارای 31 استان است و به جز کردستان، همه استانها دارای جمعیت عشایری هستند. 104 ایل و 552 طایفه مستقل در ایران زندگی کوچندگی دارند.
در سلسله یادداشتهای معرفی ایلات و عشایر ایران، به اقلیم، آبوهوا و جمعیت استانها و معرفی ایلات، شهرستانهای عشایری، دام و تولیدات آنان پرداخته شده است. این اطلاعات برای نخستینبار به تفکیک استانی و مقایسه جمعیت عشایری در دو سرشماری رسمی در سالهای 1387 و 1399 در تارنمای "ایلات و عشایر ایران" انتشار داده میشود.
وسعت و جمعیت استان ایلام
استان ایلام با وسعت ۲۰٬۱۵۰ کیلومتر مربع در غرب ایران و در ناحیهای کوهستانی و نیمه گرم قرار گرفته است. این استان از غرب با عراق، از جنوب با استان خوزستان، از شرق با استان لرستان و از شمال با استان کرمانشاه هم مرز است.
استان ایلام یکی از استانهای نیمه مرطوب و کوهستانی و کمابیش جنگلی است. شمال استان دارای اقلیم کوهستانی است اما در جنوب استان دشتهای وسیع وجود دارد. ناهمواریهای استان در قسمتهای شمال و شمال شرقی با دامنههای پرشیب و مرتفع و دشتهای میانکوهی کموسعت دیده میشود و در قسمتهای جنوب و جنوب غرب به صورت دشتهای باز رو پهناور است. بیش از 90درصد از منابع نفتی و گاز غرب کشور و 11درصد از منابع شناخته شده نفت و گاز ایران در استان ایلام قرار دارد.
جمعیت: بر اساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال 1395، جمعیت استان ایلام 580 هزار و 158 نفر است و مرکز آن شهر ایلام می باشد.
جمعیت عشایر استان ایلام
بر اساس نتایج پایه اولین سرشماری ثبتی مبنایی عشایر کوچنده کشور در سال 1399، جمعیت عشایری استان ایلام در دوره قشلاقی ده هزار و 483 خانوار با جمعیت 47 هزار و 150 نفر و در دوره ییلاقی هفت هزار و 650 خانوار با جمعیت 34 هزار و 133 نفر است.
این در حالی است که بر اساس اطلاعات سومین سرشماری رسمی عشایر کوچنده کشور که در سال 1387 توسط مرکز آمار ایران انجام شده بود، جمعیت عشایری استان ایلام در دوره قشلاقی 59 هزار و 391 نفر (9736 خانوار) و در دوره ییلاقی 49 هزار و 749 نفر ( 7993 خانوار) است.
ایلات و طوابف استان ایلام
ایلات عشایر استان ایلان عبارتند از: ایل ملکشاهی، ایل شوهان، ایل کرد، ایل ایوان، ایل خزل، ایل ارکوازی، ایل بدره، ایل میش خاص، ایل چعب، ایل بالاوند، ایل بولی، ایل ده بالایی.
طوایف ایل ملکشاهی: گچی، خمیس، کله وند، سیله وند، باولگ، خلیل وند، کاری وند، قیطول، کاظم بگ، پاریاب، باوه، صمد بک، خوزی وند.
طوایف ایل شوهان: بلوچ، شرف، قیطول، کاوری، فلک، کلای وند، گوهر، باوه.
طوایف ایل کرد: مرادخانی، کاید خورده، ابراهیم قتال، هیوری، عیسی وند، کل کوه، کولی وند. ایل طوایف ایوان: بان سیری، چولک.
طوایف ایل خزل: شمسیوند، خضروند، مرشوند، کلیوند.
طوایف ایل ارکوازی: گردل، مورت، میه سم، قیطول، میر، مومه، پی، ملک شوند، کارشوند.
طوایف ایل بدره: علی شروان، مالی خان، دوستان، هندیمینی، زرانگوش.
طوایف ایل میش خاص: رشتک، طولاب، یارم وند، قجر.
شهرستانهای عشایری استان ایلام
آبدانان، ایلام، ایوان، بدره، دره شهر، دهلران، سیروان، چرداول، مهران، ملکشاهی.
تعداد و نوع دام عشایر استان ایلام
نوع دام در اختیار عشایر استان ایلام شامل دام سبک (گوسفند و بز) و دام سنگین (گاو و گاومیش و شتر) است. در مجموع عشایر ایلام یک میلیون و 367 هزار و 193 رأس دام سبک و 14164 رأس دام سنگین در اختیار دارند.
مهمترین تولیدات عشایر استان ایلام
مهمترین تولیدات لبنی عشایر استان ایلام شامل شیر، ماست، دوغ، پنیر و کشک، مهمترین صنایعدستی آنان گلیم، قالی، جاجیم، چیت و دوار و مهمترین گیاهان دارویی تولیدی عشایر استان ایلام عبارت از بهلیمو، نعناع فلفلی و بابونه است.
تهیه و تنظیم: علیرضا رحیمی
مقدمه
ایران، کشوری با تاریخ و تمدنِ کُهن و تنوع جغرافیایی و فرهنگی غنی است و از قومیتها و ایلات و عشایر گوناگون تشکیل شده که هزاران سال در کنار هم در مناطق مختلف که مرزهای آن در طول تاریخ افزایش و کاهش یافته است، زیستهاند.
در حال حاضر، ایران با وسعت 1,648,195 کیلوترمربع، ۸۹ میلیون نفر جمعیت دارد و در تقسیمات کشوری دارای 31 استان است و به جز کردستان، همه استانها دارای جمعیت عشایری هستند. 104 ایل و 552 طایفه مستقل در ایران زندگی کوچندگی دارند.
در سلسله یادداشتهای معرفی ایلات و عشایر ایران، به اقلیم، آبوهوا و جمعیت استانها و معرفی ایلات، شهرستانهای عشایری، دام و تولیدات آنان پرداخته شده است. این اطلاعات برای نخستینبار به تفکیک استانی و مقایسه جمعیت عشایری در دو سرشماری رسمی در سالهای 1387 و 1399 در تارنمای "ایلات و عشایر ایران" انتشار داده میشود.
وسعت و جمعیت استان اردبیل
استان اردبیل با مساحت 17800 کیلومترمربع در شمال غربی ایران واقع شده است و از شرق با استان گیلان، از غرب با استان آذربایجان شرقی، از جنوب با استان زنجان و از شمال با کشور جمهوری آذربایجان مرز مشترک دارد.
در ۲۲ دیماه ۱۳۷۱ لایحه استان شدن اردبیل در مجلس شورای اسلامی تصویب و در ۲۳ فروردینماه ۱۳۷۲ از استان آذربایجان شرقی جدا شد.
استان اردبیل دارای تنوع اقلیمی است. شهرستان اردبیل در اقلیم خشک قرار دارد که ماههای خشک و یخبندان آن هشت ماه است و دارای زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل است. پوشش گیاهی در استان اردبیل بهصورت استپی و در شمال غرب آن پوشش نیمه جنگلی نیز مشاهده میشود. شهرستان گرمی با تابستان گرم و زمستان ملایم، در مرز بین اقلیم نیمه خشک و نیمه مرطوب واقع شده است. شهرستانهای پارسآباد و بیلهسوار از اقلیم نسبتاً گرم و نیمه مرطوب و شهرستان خلخال دارای اقلیم نیمه خشک با تابستان معتدل و زمستان سرد و در ارتفاعات طالش، سرد و پربرف است.
جمعیت: بر اساس سرشماری نفوس و مسکن در سال 1395، جمعیت استان اردبیل یک میلیون و 270 هزار و 420 نفر و مرکز آن شهر اردبیل است.
جمعیت عشایری استان اردبیل
بر اساس نتایج پایه اولین سرشماری ثبتی مبنایی عشایر کوچنده کشور در سال 1399، جمعیت عشایری استان اردبیل در دوره قشلاقی 17348 خانوار با جمعیت 65956 نفر و در دوره ییلاقی 11906 خانوار با جمعیت 45607 نفر است.
این در حالی است که بر اساس اطلاعات سومین سرشماری رسمی عشایر کوچنده کشور که در سال 1387 توسط مرکز آمار ایران انجام شده بود، جمعیت عشایری استان اردبیل در دوره قشلاقی 66521 نفر (12818خانوار) و در دوره ییلاقی 43297 نفر (8186 خانوار) بود.
ایلات استان اردبیل
عشایر استان اردبیل شامل دو ایل شاهسون (ایل سون) و قرهداغ (ارسباران) هستند. ایل شاهسون بیشترین آمار جمعیتی عشایر استان اردبیل را دارد. بخشی از جمعیت قوم کرمانج هم در این استان و در مناطقی از شهرستان خلخال زندگی می کنند.
طوایف استان اردبیل
طوایف ایل شاهسون: ایواتلو، اجیرلو، اودولو، بالابیگلو، بیگباغلو، بیگدیلو، تکلو، جعفرقلی خانلو، جعفرلو، جلدارلو، جهانخانملو، حاجیخواجهلو، حسینحاجیلو، حسینکلو، خلیفهلو، دمیرچیلو، رضابیگلو، ساریبانلار (سروانلار)، ساریخانبیگلو، سارینصیرلو، سیدلو، ساهعلی بیگلو، طالش میکائیللو، عربلو، علیبابالو، عیسیلو، قرهلرجبدرق، قرهلر خیاوی، قوتلار، قوجابیگلو، کورعباسلو، کلاش، گبلو، گیگلو (گیهلو)، لاهرود، مرادلو، مستعلیبیگلو، مغانلو، هومونلو، یکلو، زاخورانلو، و طایفه قرهچورلو.
طوایف ایل قرهداغ: چلبیانلو، حاجی علیلو، حسینکلو، قرهچورلو، گروسداش، و طایفه محمدخانلو.
شهرستانهای عشایری استان اردبیل
اردبیل، بیله سوار، خلخال، مشگینشهر، گرمی، پارسآباد، کوثر، نمین و نیر از شهرستانهای عشایرنشین استان اردبیل هستند.
نوع و تعداد دام عشایر استان اردبیل
نوع دام در اختیار عشایر استان اردبیل شامل دام سبک (گوسفند و بز) و دام سنگین (گاو، گاومیش و شتر) است. بر اساس اطلاعات سومین سرشماری رسمی عشایر کوچنده کشور در سال 1387، عشایر استان اردبیل در مجموع یک میلیون و 315 هزار و 190 رأس دام سبک و 38 هزار و 180 رأس دام سنگین در اختیار دارند.
مهمترین تولیدات عشایر استان اردبیل
مهمترین تولیدات لبنی عشایر استان اردبیل شیر، کره، پنیر، ماست، دوغ و کشک است. مهمترین تولیدات صنایع دستی آنان فرش، ورنی، جاجیمُ گلیم و تابلو فرش، و مهمترین تولیدات گیاهان دارویی عشایر استان نیز مریمگلی، گل مغربی، بابونه، بومادران، پونه، آویشن، ختمی و چای کوهی است.
تهیه و تنظیم: علیرضا رحیمی
مقدمه
ایران، کشوری با تاریخ و تمدنِ کُهن و تنوع جغرافیایی و فرهنگی غنی است و از قومیتها و ایلات و عشایر گوناگون تشکیل شده که هزاران سال در کنار هم در مناطق مختلف که مرزهای آن در طول تاریخ افزایش و کاهش یافته است، زیستهاند.
در حال حاضر، ایران با وسعت 1,648,195 کیلوترمربع، ۸۹ میلیون نفر جمعیت دارد و در تقسیمات کشوری دارای 31 استان است و به جز کردستان، همه استانها دارای جمعیت عشایری هستند. 104 ایل و 552 طایفه مستقل در ایران زندگی کوچندگی دارند.
در سلسله یادداشتهای معرفی ایلات و عشایر ایران، به اقلیم، آبوهوا و جمعیت استانها و معرفی ایلات، شهرستانهای عشایری، دام و تولیدات آنان پرداخته شده است. این اطلاعات برای نخستینبار به تفکیک استانی و مقایسه جمعیت عشایری در دو سرشماری رسمی در سالهای 1387 و 1399 در تارنمای "ایلات و عشایر ایران" انتشار داده میشود.
وسعت و جمعیت آذربایجان غربی
استان آذربایجان غربی با وسعت 43660 کیلومترمربع (با احتساب دریاچه ارومیه) در شمال غربی ایران واقع شده است. این استان از شمال و شرق با سه کشور آذربایجان، ترکیه و عراق هم مرز است و از جنوب با استان کردستان، از جنوب غربی با استان زنجان و از شرق با استان آذربایجان شرقی همسایه است.
آذربایجان غربی از مناطق کوهستانی کشور است و رشته کوههای مرتفع مانند دیواری در سراسر مرز با کشورهای ترکیه و عراق کشیده شده است. این استان منبع چشمهها و سرچشمه بسیاری از رودخانهها است. آذربایجان غربی بهار و تابستانی معتدل دارد و زمستانهای آن سرد و برفی است.
جمعیت: بر اساس سرشماری نفوس و مسکن در سال 1395، جمعیت استان آذربایجان غربی سه میلیون و 265 هزار و 219 نفر و مرکز آن شهر ارومیه است.
جمعیت عشایری آذربایجان غربی
بر اساس نتایج پایه اولین سرشماری ثبتی مبنایی عشایر کوچنده کشور در سال 1399، جمعیت عشایری استان آذربایحان غربی در دوره قشلاقی 18320 خانوار با جمعیت 28997 نفر و در دوره ییلاقی 17669 خانوار با جمعیت 94668 نفر است. این در حالی است که طبق اطلاعات سومین سرشماری رسمی عشایر کوچنده کشور در سال 1387 توسط مرکز آمار ایران، جمعیت عشایری استان آذربایحان غربی در دوره قشلاقی 103 هزار و 927 نفر (15599 خانوار) و در دوره ییلاقی 100هزار و 549 نفر (15068خانوار) بوده است.
ایلات آذربایجان غربی
ایلات عشایری استان آذربایجان غربی عبارتند از: جلالی، میلان، پنیانشی، پیران، زرزا، زعفرانلو، سادات، شکاک، قرهداغ، مامش، منگور و ایل هرکی.
طوایف مستقل آذربایجان غربی
طوایف مستقل عشایری استان آذربایجان شرقی عبارتند از: آقباشلو، اینانلو، بروکی، بیکزاده، چلبیانلو، چهاردولی، حاج اللو، حیدرانلو، حیدرلو، دری، دهبکری، سیدحسینی، قرهداغلو، قرهموسالو، قلیکی، کره سنی، کورانلار، محمودی، مدرومی و ممنی.
شهرستان های عشایری آذربایجان غربی
شهرستانهای عشایرنشین آذربایجان شرقی عبارتند از: ارومیه، پیرانشهر، قرهضیاءالدین، خوی، سردشت، سلماس، پلدشت، شوط، ماکو، مهاباد، میاندوآب، نقده، بوکان، شاهیندژ، اشنویه، چالدران.
تعداد و نوع دام عشایر آذربایجان غربی
نوع دام در اختیار عشایر استان آذربایجان غربی شامل دام سبک (گوسفند و بز) و دام سنگین (گاو و گوساله) است. بر اساس اطلاعات سومین سرشماری رسمی عشایر کوچنده کشور در سال 1387، در مجموع عشایر آذربایجان غربی یک میلیون و 780 هزار رأس دام سبک و 47500 رأس دام سنگین در اختیار دارند.
تولیدات عشایر آذربایجان غربی
مهمترین تولیدات لبنی عشایر استان آذربایجان غربی شامل شیر، ماست، کره، روغن و خامه، مهمترین تولیدات صنایع دستی آنان شامل فرش، گلیم، جاجیم، تابلوفرش و ورونی است، و مهمترین گیاهان دارویی تولیدی عشایر استان نیز شامل مندی، گل گاوزبان، سنجد، خارشتر و کنگر است.
تهیه و تنظیم: علیرضا رحیمی
مقدمه
ایران، کشوری با تاریخ و تمدنِ کُهن و تنوع جغرافیایی و فرهنگی غنی است و از قومیتها و ایلات و عشایر گوناگون تشکیل شده که هزاران سال در کنار هم در مناطق مختلف که مرزهای آن در طول تاریخ افزایش و کاهش یافته است، زیستهاند.
در حال حاضر، ایران با وسعت 1,648,195 کیلوترمربع، ۸۹ میلیون نفر جمعیت دارد و در تقسیمات کشوری دارای 31 استان است و به جز کردستان، همه استانها دارای جمعیت عشایری هستند. 104 ایل و 552 طایفه مستقل در ایران زندگی کوچندگی دارند.
در سلسله یادداشتهای معرفی ایلات و عشایر ایران، به اقلیم، آبوهوا و جمعیت استانها و معرفی ایلات، شهرستانهای عشایری، دام و تولیدات آنان پرداخته شده است. این اطلاعات برای نخستینبار به تفکیک استانی و مقایسه جمعیت عشایری در دو سرشماری رسمی در سالهای 1387 و 1399 در تارنمای "ایلات و عشایر ایران" انتشار داده میشود.
وسعت و جمعیت آذربایجان شرقی
استان آذربایجان شرقی با مساحت 45491 کیلومترمربع در شمال غربی ایران واقع شده است. این استان از شمال با کشورهای آذربایجان، ارمنستان و جمهوری خودمختار نخجوان بهطول 235 کیلومتر دارای خط همجواری با رود ارس است و از غرب و جنوب غربی با استان آذربایجان غربی، از جنوب با استان زنجان و از شرق با استان اردبیل مرز مشترک دارد.
آذربایجان شرقی منطقهای سردسیر و نیمهخشک است. 40 درصد از سطح آن را کوهستان فرا گرفته و به علت تنوع توپوگرافی از اقلیمهای متفاوتی برخوردار است و همواره تحت تأثیر بادهای سرد شمالی و سیبری، بادهای مرطوب دریای سیاه و مدیترانه و اقیانوس اطلس قرار دارد. علاوه بر پوشش گیاهی متنوع در فضاهای جلگهای، درهای و کوهستانی، جنگلهای متراکم نقاط مختلف استان را پوشاندهاند.
جمعیت: بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1395، جمعیت استان آذربایجان شرقی سه میلیون و 900 هزار نفر بوده است. در آخرین آمار در سال 1403، جمعیت این استان چهار میلیون و 9 نفر تخمین زده میشود که رتبه ششم را در میان پرجمعیتترین استانهای ایران دارا است.
جمعیت عشایری آذربایجان شرقی
بر اساس نتایج پایه اولین سرشماری ثبتی مبنایی عشایر کوچنده کشور در سال 1399، جمعیت عشایری آذربایجان شرقی در دوره قشلاقی 7891 خانوار با جمعیت 32455 نفر و در دوره ییلاقی 13967 خانوار با جمعیت 55302 نفر است. این در حالی است که بر اساس اطلاعات سومین سرشماری رسمی عشایر کوچنده کشور در سال 1387 توسط مرکز آمار ایران، جمعیت عشایری استان آذربایجان شرقی در دوره ییلاقی70577 نفر (13295 خانوار) و در دوره قشلاقی 43875 نفر (8097 خانوار) است.
ایلات آذربایجان شرقی
عشایر استان آذربایجان شرقی شامل دو ایل بزرگ شاهسون و قرهداغ میشوند که هر کدام از این ایلات دارای طوایف مختلفی هستند.
طوایف مستقل آذربایجان شرقی
طوایف مستقل عشایری استان آذربایجان شرقی عبارتند از: بالکانلو، قره موسالو، کورانلو، اینالو، قاجار، چلبیانلو، آق باشلو، حیدرلو، دری، حاج آلو.
شهرستانهای عشایری آذربایجان شرقی
شهرستانهای عشایرنشین آذربایجان شرقی عبارتند از: اسکو، اهر، بستان آباد، بناب، تبریز، جلفا، چاراویماق، خداآفرین، سراب، شبستر، عجب شیر، کلیبر، مراغه، مرند، ملکان، میانه، ورزقان، هریس و هشترود.
تعداد و نوع دام عشایر آذربایجان شرقی
بر اساس اطلاعات سومین سرشماری رسمی عشایر کوچنده کشور در سال 1387 توسط مرکز آمار ایران، عشایر استان آذربایجان شرقی در مجموع یک میلیون و 934 هزار و 218 رأس دام سبک و 507 هزار و 144 رأس دام سنگین در اختیار دارند.
تولیدات عشایر آذربایجان شرقی
تولیدات لبنی عشایر استان آذربایجان شرقی شامل شیر، پنیر، کره و ماست، تولیدات صنایع دستی آنان ورنی، قالی و قالیچه و گیاهان دارویی تولیدی عشایر استان نیز شامل آویشن و خار مریم است.
تهیه و تنظیم: علیرضا رحیمی
به یاد پدر قنات و مطالعات عشایری که کوچ کرد اما نرفت
علیرضا رحیمی - خبر، بسیار سرد و بیرحم بود؛ آن هم برای کوچِ ابدیِ مردی که بخشِ زیادی از عمرش را، در گرما و در سرما، در "زیرِ چادرِ ایل" و در امتداد "راهِ باریکِ کوچ" سپری کرده بود. چهرۀ ماندگارِ مطالعات عشایری، پدرِ عِلمِ قنات و نویسندۀ کتابِ بُنه، روز سهشنبه دوم دیماه 1404 در ۹۶ سالگی از این کرۀ خاکی کوچ کرد. کوچی که مسیرِ آن تغییر کرده بود؛ مسیری که از ایلراههای خاکیِ سرزمینهای نزدیک، تا نورراههای ناشناختۀ سرزمینهای دور امتداد داشت.
این کوچ، اگرچه برای جامعۀ علمی و دانشگاهی فقدانِ یک استادِ نامآشنا بود، اما برای جامعه عشایری، خاموشیِ صدایی بود که ۷۵ سال، با قلمی که جوهرش آب بود و خاک، از هویت و اصالت نوشت؛ با کلماتی که بویِ قنات و بُنه، ایل و کوچ، ییلاق و قشلاق، و دام و مرتع میدادند و واژههایی که شکلِ آلاچیق و سیاهچادر، هیزم و تنور، و آتش و دود بودند.
زندهیاد جواد صفینژاد، مردمشناس، جغرافیادان و از چهرههای ماندگارِ تحقیق و پژوهش در ایران بود که او را بهعنوان «پدر قناتِ ایران» و «پدر مطالعاتِ عشایری» میشناسیم. بیش از ۴۰ کتاب و ۶۵ مقالۀ علمی تالیف کرده است که از منابع مهمِ دانشگاهی و تحقیقاتی بهشمار میروند، و آثاری که سندی از هویت، اصالت و دانش بومی در سرزمینِ کهن و باستانی ایرانزمین است.
برای درکِ عمقِ این فقدان، باید از عناوین استاد گذشت تا بتوان خودِ واقعی او را لمس کرد. او برای من که سی سال به ایلنگاری تصویری و عکاسی از ایلات و عشایر ایران پرداختهام، در قاب چند خاطره، برای همیشه زنده است.
اپیزود اول: لابهلای "قابهای ایستادۀ کوچ"
یکی از روزهای پاییز سال ۱۳۹۸ بود. مثل همیشه لابهلای “قابهای ایستادۀ کوچ” در صفحه مانیتور غوطهور بودم که ناگهان زنگِ تلفن بهصدا درآمد: “آقای رحیمی، جناب صفینژاد میخواهند شما را ببینند." سالها بود استاد را ندیده بودم. طبقه پنجم، جلوی آسانسور منتظر ایستادم. در که باز شد، همان چهرۀ خوشمشرب همیشگی بود؛ گذرِ روزگار سنگینیاش را بر گامهایش انداخته بود. آن زمان ۹۰ بهار و پاییز را پشتِ سر گذاشته بود، اما همچنان با اشتیاق جویای علم و دانش بود.
دستش را گرفتم و به اتاق رفتیم. روی صندلی در کنارش نشستم. بیمقدمه از تصمیمش برای تجدیدچاپ "لُرهای ایران" گفت و میخواست از عکسهای من در کتاب استفاده کند. از قرار معلوم به عکاسانی مراجعه کرده بود، و هزینۀ عکسها را خواسته بودند. از همکاران عکاسم دفاع کردم و دقایقی در مورد سختیهای کار عکاسی مستند از ایلات و عشایر و هزینههای سنگین دوربین و ابزارهای عکاسی و مخارج بالای زندگی در تحریم و قیمت دلار که روزبهروز بالاتر میرفت، صحبت کردیم.
اما در آن لحظه، مردی در کنارم بود که یک عمر برای پژوهش و تحقیق زحمت کشیده بود، و حالا در ۹۰ سالگی با وجود آنکه بهسختی راه میرفت، این مسیر را آمده بود و با اشتیاق، مثل جوانی که اولین کتابش در دست چاپ باشد، از تجدیدچاپ کتاب "لُرهای ایران" میگفت؛ چه میتوانستم بگویم؟
تعدادی از عکسهایم را نشان دادم و شش فریم را که مورد نیازش بود انتخاب کرد. بعد از ابراز خرسندی و قدردانی، با وسواسِ همیشگیِ یک پژوهشگر و نویسندۀ واقعی، اصرار کرد یادداشتی برای اجازه استفاده از عکسها بنویسم تا بعدها با چاپخانه دچار مشکلات حقوقی نشویم. یادداشت را نوشتم:
“با سلام و احترام، جناب آقای دکتر صفینژاد، پیرو هماهنگیهای بهعمل آمده، اینجانب تعداد 6 قطعه
عکس از عشایر چهارمحالوبختیاری و لرستان را برای چاپ در کتاب ارزشمند و وزین
"لُرهای ایران" و به پاس قدردانی از زحماتِ خستگیناپذیر جنابعالی در
عرصه پژوهش و تحقیق در جامعه عشایری کشور، تقدیم مینمایم. با آرزوی سلامتی و بهروزی
- علیرضا رحیمی، عکاس مستند و قومنگاری - ۱ آبان ۱۳۹۸"
روزی که یک نسخه از کتاب را هدیه داد، دیدم تصویر همان دستخط را در کتاب چاپ کرده؛ دیوانهوار، استاد مستندسازی بود و این دارای ارزش زیادی است.

اپیزود دوم: هیجان عکسِ روی جلد
ساعت 23، در یکی از شبهای شهریور 1399، زنگ گوشی به صدا درآمد. استاد صفینژاد بود. صدایش بیشتر طنینِ هیجانِ یک کشفِ بزرگ را داشت، تا اعلام تجدیدچاپِ یک کتاب: “آقای رحیمی سلام! کتاب “لُرهای ایران” با عکس بینظیر شما دیروز چاپ شد.” با چنان شعفی این را گفت که انگار بزرگترین جایزه علمی جهان را به او داده باشند. بلافاصله با لحنی که گویی خطای بزرگی رخ داده، ادامه داد: "به اشتباه عکسِ شما در پُشتِ جلد چاپ شده، به انتشاراتی سپردم در چاپ بعدی باید حتماً روی جلد چاپ شود.» استاد علاقۀ زیادی به "عکسِ سوارِ بختیاری" داشت که با چوقا و اسلحه، با صلابت، در حالیکه نگاهش به دوردستها بود، بر اسب میتاخت.
آن شب، بعد از تمام شدن گفتوگو با استاد، ناخودآگاه این حرف پدرم در ذهنم پیچید که همیشه میگفت: "بزرگی، نه به نام است و نه به عنوان، به احترامی است که برای دیگران و برای خودمان قائل میشویم."
استاد تنها 220 نسخه از کتاب "لُرهای ایران" را چاپ کرده بود تا در صورت درخواست بیشتر، چاپخانه دوباره کتاب را چاپ کند. در آن دوران، سال آخر دولت تدبیر و امید، تحریمها شدت پیدا کرده بود، و بر اثر جهش بیسابقه قیمت ارز، سوءاستفاده برخی از تجار و بازرگانان از ارز نیمایی برای واردات کاغذ، و همهگیری بیماری کرونا که منجر به تعطیلی کتابفروشیها و نمایشگاههای کتاب شده بود، قیمت کاغذ چندبرابر شده بود و ناشران به چاپ دیجیتال با تیراژهای محدود روی آورده بودند و تیراژ ۱۰۰، ۲۰۰ و ۳۰۰ نسخهای عادی شده بود.
ریشهها؛ از زبانِ خودِ استاد
نهم شهریورماه 1308 در محلۀ "نفرآباد" شهر ری بهدنیا آمدم. نیاکانم از لُرهای بختیاری بودند، ولی جدم در سال ۱۲۹۰ به شهر ری آمد. پدربزرگ و پدرم در ری متولد و بزرگ شدند. پدرم کربلایی محمداسماعیل در باغی اجارهای به سبزیکاری مشغول بود. من تا کلاس ششم در کنارِ تحصیل، به او کمک میکردم. وقتی به دورانِ دبیرستان رسیدم، دست و بالِ پدرم بازتر و یک باغش دو باغ شد.
و ادامه میدهد: آن زمان “نفرآباد” دبیرستان نداشت و من تا سالِ سوم دبیرستان در سرچشمۀ عظیمیۀ شهر ری درس خواندم. لیسانس را در سال ۱۳۳۶ در رشتۀ تاریخ و جغرافیا از دانشگاه تهران گرفتم و فوقلیسانسم را با پایاننامهای دربارۀ اماکن مقدس شهر ری، از مؤسسۀ تحقیقات اجتماعی دریافت کردم.
اپیزود سوم: نگرانی برای سوءاستفاده از نام استاد
آخرین مکالمه ما در یکی از شبهای شهریورماه ۱۴۰۰ بود. نام جواد صفینژاد در فهرست داوران یک جشنواره عکس آمده بود. تماس گرفتم. گفت: "خودم هم خبر نداشتم، چند روز پیش تعدادی عکس روی سیدی آوردند تا داوری کنم.” پرسیدم خروجی نهایی مسابقه را دیدهاید؟ گفت نه. چیزی نگفتم، تنها اشاره کردم: “نگران بودم از نام شما سوءاستفاده شود.” و سکوت کرد. آن سکوت کوتاه، سنگینترین گفتوگوی ما بود؛ دغدغۀ هر دو این بود که زندگی واقعی ایلات و عشایر زیر سایۀ تصاویر بزککرده و غیرمستند و متون جعلیِ بدون پشتوانه و سَند، به خاک سپرده نشود.
یک خاطره از دوران کرونا
یک بار، در اوج همهگیری بیماری کرونا، جلوی منزلِ استاد با هم ملاقات کردیم. توصیه اکید شده بود که افراد بهویژه سالمندان از حضور در جمع پرهیز کنند. به دلیل محدودیتها، و از آنجا که استاد خیلی اهل فضای مجازی نبود، اطلاعات عکسها را که خواسته بود، تحویل دادم و همانجا یک نسخه از کتابِ “لُرهای ایران” را هدیه داد. آن دیدارِ کوتاه، تصویری از تعهد به کار، حتی در شرایط سختِ کرونایی بود. بدون اینکه دست بدم، خداحافظی کردم. آخرین دیدار با استاد بود.
اپیزود آخر: او کوچ کرد، اما نرفت
اکنون دیگر جسمِ استاد در کنارّ ما نیست. مردی که در "نفرآباد" شهر ری متولد شد، اما قلبش برای تمام آب و خاک ایران میتپید. حالا نه دیگر تلفن من و نه تلفن دوستدارانش، دیگر زنگ نخواهد خورد تا صدایی ُپر از هیجان، از چاپِ کتابی تازه خبر دهد. اما میراث او از قنات و بُنه و ایل میماند. حتی اگر دیگر سیاهچادری در این سرزمین برافراشته نباشد یا دیگر قناتی در رگهای این خاک نجوشد، نام “جواد صفینژاد” برای همیشه زنده است. شناسنامه ایل کوچ کرد، اما نرفت؛ برای همیشه ماند.

برخی از تالیفات زندهیاد جواد صفینژاد :
· بُنه (نظامهای زراعتی سنتی در ایران) برنده کتاب سال،
· کاریز در ایران و شیوههای سنتی بهرهگیری از آن،