ایلات و عشایر ایران

ایلات و عشایر ایران

علیرضا رحیمی
ایلات و عشایر ایران

ایلات و عشایر ایران

علیرضا رحیمی

یک قرن انتظار؛ مردمان ایل تا سال ۱۵۰۵ برق‌دار می‌شوند

توزیع قطره‌چکانی پنل‌ خورشیدی به عشایر؛ سالانه تنها ۲۵۰۰ خانوار

✍️ علیرضا رحیمی
روزنامه‌نگار حوزه عشایر

تصویر، ساده اما بسیار سنگین است: خورشید پس از ساعت‌ها پرتوافکنی بر فراز یال‌های زاگرس و البرز، نزدیک غروب که می‌شود، دامنش را از فراز سیاه‌چادرها جمع می‌کند. کوه و دشت در سکوتی مرموز فرو می‌روند و تنها روشنایی در شب ایل، آتش نحیفی است از هیزم خشک و فانوسی کم‌سو که بوی نفتش با خاک و پشم گوسفندان گره خورده است.

جامعه‌ عشایری با ۲۵۲ هزار خانوار و یک میلیون و ۱۱۵ هزار نفر جمعیتِ و ۶۵۶ ایل و طایفه، پراکنده در ۵۹ درصد از وسعت جغرافیایی ایران زندگی می‌کنند که حافظ ۵ هزار کیلومتر مرزهای خاکی کشورند و با چرای ۲۸ میلیون رأس دام سبک در مراتع، ۲۵ درصد (یک‌چهارم) گوشت قرمز مورد نیاز کشور را تأمین می‌کنند.

اما این بازوان پرتوان تولید، در عصر شتابان هوش مصنوعی و ماهواره‌های فضایی، هنوز برای کمترین حق شهروندی یا "حق کوچوندی" خود—یعنی چند وات روشنایی پایدار برای شارژ یک گوشی همراه یا روشن نگه‌داشتن یک لامپ کوچک ۱۰۰ واتی در دل شب سیاه‌چادر—چشم‌انتظارِ چرخش چرخ‌دنده‌های زنگ‌زده بوروکراسی پایتخت‌نشینان مانده‌اند.

داستانِ "برق خورشیدی عشایر"، روایت تلخ وعده‌هایی است که مثل سراب در بیابان مدام جابه‌جا می‌شوند. در بهمن ۱۳۹۶، کرمعلی قندالی (رئیس وقت سازمان امور عشایر) در گفت‌وگو با رسانه‌ها از آمار ۱۵ هزار پنل خورشیدی موجود بین عشایر خبر داد، با این مژده که تا پایان همان سال این تعداد دوبرابر شده و به ۳۰ هزار دستگاه می‌رسد.

اما ۶ سال بعد، در شهریور ۱۴۰۲، احمدی میرقائد (سرپرست موقت سازمان) پشت تریبون اعتراف کرد در طول ۵ سال گذشته کمتر از ۳۰ هزار پنل خورشیدی میان عشایر توزیع شده است؛ هرچند بلافاصله با حرارت از دستورالعمل ۱۰ بندیِ امضاشده توسط رئیس دولت سیزدهم برای توزیع ۲۲۰ هزار پنل خورشیدی تا پایان دولت (سال ۱۴۰۴) سخن گفت.

در آذرماه ۱۴۰۲ و در دی‌ماه ۱۴۰۳، مدیرکل وقت دفتر بهسازی امور تولید سازمان امور عشایر ایران روی خط رسانه‌ها اعلام کرد: "تاکنون ۲۸ هزار سامانه خورشیدی قابل‌حمل در بین عشایر کشور توزیع شده و اگر تأمین اعتبار لازم صورت گیرد، طی ۲ تا ۳ سال آینده تمام عشایر برق‌دار می‌شوند."

شگفت‌آور اینکه در خرداد ۱۴۰۴، جهانبخش میرزاوند رئیس جدید سازمان امور عشایر، در شورای مدیران وزارت جهاد کشاورزی صراحتاً اعلام کرد: "تنها ۲۰ هزار خانوار از ۲۵۲ هزار خانوار عشایری کشور پنل خورشیدی دریافت کرده‌اند." وی در همان نشست افزود: "اگر روند این‌گونه پیش برود، نیم قرن زمان می‌برد تا تمام عشایر به روشنایی حداقلی برسند."

این آشفتگی در اعداد و ارقام زمانی تلخ‌تر می‌شود که توانیر به‌عنوان متولی اصلی تأمین و توزیع، در آمارهای رسمی مرداد ۱۴۰۴ به ارقام متناقضِ توزیع ۳۵ هزار پنل اشاره می‌کند و وعده می‌دهد که تا پایان همان سال ۱۰ هزار دستگاه دیگر توزیع می‌شود؛ آماری که طبق آن باید تاکنون حداقل ۴۵ هزار خانوار عشایری پنل دریافت کرده باشند. در حالی که در میدان عمل، کل سهم برخی شهرستان‌ها به ارقام طنزآمیزی چون ۲۹ یا ۳۶ دستگاه با قیمت‌های جهش‌یافته ۴۸ میلیون تومانی (با سهم ۱۰ درصدی عشایر و سهم ۹۰ درصدی دولت) خلاصه شده است.

اگر چرتکه بیندازیم و ماشین‌حساب‌های مدیران را بدون تعارف روی میز بگذاریم، ریاضیات پرده از یک تراژدی برمی‌دارد: سرعت خالص برق‌رسانی خورشیدی عشایر، میانگین سالانه از ۲ تا ۳ هزار سامانه فراتر نمی‌رود. با میانگین سالی ۲۵۰۰ دستگاه، بیش از یک قرن (۱۰۱ سال) زمان نیاز است تا پرونده برق‌دار شدن ۲۵۲ هزار خانوار بسته شود؛ یعنی در سال ۱۵۰۵ خورشیدی.

اما مسئله اینجاست: دیگر بعید است تا سال ۱۵۰۵، اساساً سیاه‌چادر و ایلی در کوهستان و دشت باقی مانده باشد. فرزندان ایل وقتی می‌بینند ابتدایی‌ترین نیاز زندگی و روشنایی شبانه‌اش سال‌ها در راهروهای بوروکراسی و شرکت‌های انحصاریِ تأمین باتری معطل می‌ماند، عطای مشقت کوچ را به لقای زندگی حاشیه‌نشینی در حلبی‌آبادهای شهری می‌بخشد.

تا یک قرن دیگر، احتمالاً هوش مصنوعی و فضاپیماها و فناوری‌های بنیادین، دنیا را دگرگون کرده‌اند، اما سیستم اداری ما شاید همچنان در حال تنظیم تفاهم‌نامه میان دستگاه‌ها برای مناقصه باتری‌های لیتیومی باشد؛ غافل از اینکه چراغِ کوچ خیلی زودتر از این وعده‌ها برای همیشه خاموش می‌شود و مراتعِ بی‌صاحب، سوگوار رفتن آخرین پاسداران طبیعت، و مرزها دلتنگِ وفادارترین همدمانِ امنیت خود خواهند شد.

فروشگاه زنجیره‌ای "ارمغان ایل" در تهران افتتاح شد

گامی نو برای کوتاه‌کردن زنجیره واسطه‌ها در بازاررسانی صنایع‌دستی عشایر

 

علیرضا رحیمی - نبش خیابان بزرگمهر و برادران مظفر در پایتخت، روز دوشنبه 9 شهریور 1405 شاهد و میزبان رویدادی بود که می‌تواند در بازار و گردش اقتصادی صنایع‌دستی عشایر، نقطه آغازی تازه باشد؛ افتتاح نخستین فروشگاه زنجیره‌ای "ارمغان ایل" با نام تجاری "اَرا" و با هدف عرضه مستقیم صنایع‌دستی عشایر که قرار است تنها یک فروشگاه نباشد، بلکه حلقه‌ای برای اتصال تولیدکننده به بازار مصرف و گامی تازه برای کوتاه کردن "زنجیره واسطه‌ها" در بازار صنایع‌دستی عشایر باشد.

 

بر اساس این طرح، اتحادیه‌های تعاونی عشایری در ۳۱ استان کشور، با استفاده از ظرفیت تعاونی‌های عشایری زیرمجموعه خود، یک فروشگاه‌ "ارمغان ایل" راه‌اندازی خواهند کرد تا عشایر بتوانند صنایع‌دستی تولیدی خود را بدون عبور از "زنجیره واسطه‌ها"، به‌دست مصرف‌کننده برسانند.

 

این رویداد از آن جهت اهمیت دارد که به گفته مسئولان سازمان امور عشایر ایران، ۳۵ درصد صنایع‌دستی کشور توسط جامعه عشایری تولید می‌شود؛ تولیداتی که بخش قابل‌توجهی از آنها حاصل ساعت‌ها کار، مهارت و دانش بومی زنان هنرمند عشایری است. با این حال، سهم آنان از ارزش نهایی این محصولات، متناسب با زحمتی که برای تولید آن صرف می‌کنند، نیست.

 

مسئله در اینجا فقط فروش یک دست‌بافته یا صنایع‌دستی که در دورترین و گاه محروم‌ترین نقاط ایران تولید می‌شود، نیست؛ مسئله اصلی، کسب درآمد و سهم عشایر از ارزش محصولاتی است که تولید می‌کنند.

 

در بازار سنتی، محصول عشایر ممکن است پس از عبور از چند حلقه واسطه، با قیمتی متفاوت از آنچه به تولیدکننده پرداخت شده، به دست مصرف‌کننده برسد. در چنین زنجیره‌ای، بخش زیادی از ارزش اقتصادی محصول نصیب کسانی می‌شود که نقشی در فرآیند تولید نداشته‌اند، در حالی که پشت بافت هر گلیم، جاجیم، قالی، قالیچه و دیگر صنایع‌دستی داری و غیرداری عشایر، ساعت‌ها کار و مهارت زنان و مردان عشایری قرار دارد.

 

حالا اتحادیه‌های تعاونی عشایری در نظر دارند با راه‌اندازی فروشگاه‌های زنجیره‌ای "ارمغان ایل"، این معادله را تغییر دهند، مسیری کوتاه‌تر و شفاف‌تر از تولید تا مصرف ایجاد کنند و این امکان را فراهم آورند که ارزش اقتصادی هنر و زحمت عشایر، پیش از هر کسی، به خود عشایر و تولیدکننده برسد.

 

اگر فروشگاه‌های "ارمغان ایل" ارتباطی مستقیم میان تولیدکنندگان عشایری و بازار مصرف ایجاد کنند، فراتر از یک شبکه فروشگاهی، به یک شبکه‌ اقتصادی قدرتمند برای تقویت تولید و توانمندسازی عشایر تبدیل می‌شوند.

 

اهمیت این طرح زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم صنایع‌دستی برای عشایر فقط یک محصول نیست؛ بخشی از دانش بومی و میراث فرهنگی است که نسل به نسل منتقل شده و امروز در کنار دامداری، یکی از راه‌های کسب درآمد و کمک به اقتصاد خانوارهای عشایری به‌شمار می‌رود.

 

از این منظر، راه‌اندازی فروشگاه‌های زنجیره‌ای "ارمغان ایل" را می‌توان تلاشی تازه برای تغییر شیوه عرضه و فروش صنایع‌دستی عشایر در بازار سنتی دانست؛ تغییری که در صورت موفقیت می‌تواند به تولیدکننده امکان دهد تا سهم بیشتری از بازار و ارزش اقتصادی محصول تولیدی خود ببرد.

 

در این میان، توسعه فروش مستقیم و استفاده از ظرفیت فضای مجازی نیز می‌تواند به تولیدکنندگان عشایری کمک کند تا فاصله میان تولید و مصرف را کوتاه‌تر و مشتری را بدون واسطه به محصول و تولیدکننده پیوند بزنند.

 

"ارمغان ایل" قرار است با افتتاح نخستین فروشگاه در تهران و توسعه این زنجیره در ۳۱ استان کشور، به شبکه‌ای سراسری برای عرضه و فروش صنایع‌دستی و تولیدات عشایری تبدیل شود؛ شبکه‌ای که اگر درست شکل بگیرد، می‌تواند بخشی از معادله اقتصادی موجود در بازار سنتی صنایع‌دستی عشایر را تغییر دهد.

 

بی‌راه نیست که موفقیت این طرح، تنها با افزایش تعداد فروشگاه‌ها سنجیده نخواهد شد. معیار اصلی، میزان منفعتی است که در نهایت به تولیدکننده می‌رسد. اگر این فروشگاه‌ها محل عرضه مستقیم محصولات واقعی عشایر باشند، نه محصولات تولیدکنندگان دیگر، و سهم بیشتری از درآمد حاصل از فروش را به خود عشایر برسانند، آن‌گاه "ارمغان ایل" می‌تواند به معنای واقعی کلمه، "ارمغانی برای اقتصاد ایل" و یک مسیر تازه برای بازاریابی صنایع‌دستی تولیدی عشایر باشد.


عضویت در ایل نیوز  http:// eitaa.com/ilnews


معرفی ایلات و طوایف استان خراسان‌رضوی

 مقدمه

ایران، کشوری با تاریخ و تمدنِ کُهن و تنوع جغرافیایی و فرهنگی غنی است و از قومیت‎ها و ایلات و عشایر گوناگون تشکیل شده که هزاران سال در کنار هم در مناطق مختلف که مرزهای آن در طول تاریخ افزایش و کاهش یافته است، زیسته‌اند.


در حال حاضر، ایران با وسعت 1,648,195 کیلوترمربع، ۸۹ میلیون نفر جمعیت دارد و در تقسیمات کشوری دارای 31 استان است و به جز کردستان، همه استان‌‎ها دارای جمعیت عشایری هستند. 104 ایل  و 552 طایفه مستقل در ایران زندگی کوچندگی دارند. 


 در سلسله یادداشت‌های معرفی ایلات و عشایر ایران، به اقلیم، آب‌وهوا و جمعیت استان‌ها و معرفی ایلات، شهرستان‌های عشایری، دام و تولیدات آنان پرداخته شده است. این اطلاعات برای نخستین‌بار به تفکیک استانی و مقایسه‌ جمعیت عشایری در دو سرشماری رسمی در سال‌های 1387 و 1399 در تارنمای "ایلات و عشایر ایران" انتشار داده می‌شود.


 وسعت و جمعیت استان خراسان‌رضوی

استان خراسان‌رضوی با مساحت ۱۱۸٬۸۵۴ کیلومترمربع در شمال شرقی ایران واقع شده  و  7 درصد از مساحت ایران، پنجمین استان کشور است. این استان در شمال با استان خراسان‌شمالی، در غرب با استان سمنان، در جنوب با استان‌ خراسان‌جنوبی و در شرق با کشورهای افغانستان و ترکمنستان دارای مرز مشترک است.

 

خراسان‌رضوی به لحاظ آب و هوایی در ناحیه معتدل شمالی قرار گرفته و از آب و هوایی متغیر برخوردار است به طوری که هر مقدار از شمال به سمت جنوب می رویم با افزایش دما و کاهش میزان بارش سالیانه مواجه می شویم. 

 

قله "بینالود" با ارتفاع ۳۶۱۵ متر بلندترین نقطه و دشت "سرخس" با ارتفاع ۲۹۹ متر پست‌ترین نقطه استان خراسان‌رضوی است.

 

 اقتصاد این استان وابسته به نفت است و در بخش صنعت نیز پیشرفت‌هایی اتفاق افتاده و کشاورزی، دامپروری و تولید صنایع دستی نیز در آن رونق دارد. مردم خراسان رضوی به زبان‌های فارسی، عربی، ترکی، ترکمنی، کردی و کرمانجی تکلم می‌کنند.

 

جمعیت: خراسان‌رضوی دومین استان پرجمعیت ایران پس از استان تهران است. بر اساس سرشماری نفوس و مسکن در سال 1395، جمعیت این استان شش‌میلیون و 434 هزار و 501 نفر و شهر مشهد مرکز آن است.

 

جمعیت عشایری استان خراسان‌رضوی

بر اساس نتایج پایه اولین سرشماری ثبتی مبنایی عشایر کوچنده کشور در سال 1399، جمعیت عشایری استان خراسان رضوی در دوره قشلاقی 5015 خانوار با جمعیت 21261 نفر و در دوره ییلاقی 5774 خانوار با جمعیت 24234 نفر است.

این در حالی است که طبق اطلاعات سومین سرشماری عشایر کوچنده در سال 1387 توسط مرکز آمار ایران، جمعیت عشایری استان خراسان رضوی در دوره قشلاقی 21937 نفر (4231 خانوار) و جمعیت ییلاقی عشایر استان 24417 نفر (4858 خانوار) بوده است.

 

ایلات و طوایف استان خراسان‌رضوی 

ایلات و طوایف عشایری خراسان رضوی شامل بیگی، پاکبر، دیرانلو، بهلولی، دلاکه، براهویی، تاجیک، کلندرزهی، قاچکانلو، گل میشی، ابدوعی، آخوندی، جافکانلو، کیوانلو، روطانلو، سیفکانلو، کادانلو، باچوانلو، بادلانلو، کاوانلو، پهلوانلو، قهرمانلو، تیموری، ناصری، لطیفی، طاهری، شورچاهی، ایلخانی، رشوانلو، بروانلو، بلوچ، خانزایی، ورانلو، ایزانلو و توپکانلو می‌شوند.

 

شهرستان‌های عشایری خراسان‌رضوی

شهرستان‌های عشایرنشین استان خراسان رضوی عبارت از تایباد، تربت حیدریه، تربت جام، درگز، سبزوار، قوچان، کاشمر، گناباد، مشهد، نیشابور، چناران، خواف، سرخس، فریمان، بردسکن، کلات و خلیل آباد است.

 

تعداد و نوع دام عشایر خراسان‌رضوی

نوع دام در اختیار عشایر استان خراسان رضوی شامل دام سبک (گوسفند و بز) و دام سنگین (گاو و شتر) است. بر اساس اطلاعات سومین سرشماری عشایر کوچنده کشور در سال 1387، عشایر استان در مجموع 884 هزار رأس دام سبک و 11 هزار رأس دام سنگین دارند.

 

تولیدات عشایر استان خراسان‌رضوی

مهمترین تولیدات لبنی عشایر استان خراسان رضوی شیر، کره، ماست، پنیر، روغن زرد، کشک، خامه، قره قوروت، دوغ، مهمترین صنایع دستی تولیدی آنان قالی، قالیچه، تابلوفرش، گبه، گلیم، خورجین، توبره، کلاه، دستکش، جوراب، گیوه، پاپوش، گلدوزی، و مهمترین تولیدات گیاه دارویی عشایر این استان زعفران، دکما، آنغوزه، کاکوتی، آویشن، زرشک کوهی، باریجه، بومادران، اسپند، کلپوره و زیره سبز است.

 

تهیه و تنظیم: علیرضارحیمی

 

عضویت در ایل نیوز  http:// eitaa.com/ilnews

ردِ خون

با نگاهی بر 30 سال ایل‌نگاری تصویری در ایران 

علیرضا رحیمی - عکاس، در ایل‌نگاری تصویری، تنها به‌دنبال ثبت یک لحظۀ گذرا نیست، او تلاش می‌کند ردی را که از پیچ‌وخم‌های تاریخ گذشته و اکنون بر خطوط چهرۀ مردان و در رنگ‌های درهم‌تنیدۀ دست‌بافته‌های زنان ایل، نقش بسته، ثبت کند.

این همان ردِ خون در ایل است. میراثی که رگ‌به‌رگ و سینه‌به‌‎سینه، از نسلی‌به‌نسلی انتقال یافته است. این رد را وقتی که لنز دوربینم را بر پینۀ دستان مادری که رویاهای چندین نسل را در "جُل"ی که برای اسبشان می‌بافد، فوکوس می‌کنم، می‌بینم و انتهای نخی را که در دستانِ مادربزرگِ مادربزرگش بوده لمس می‌کنم و با فشارِ دکمۀ شاتر، برای همیشه ثبت می‌شود.

 وقتی این جعبه‌ سیاه را به سمتِ چهرۀ مردان و زنان ایل و کودکانی که معلوم نیست تا کجا، راه باریک کوچ را همراهی کنند، می‌گیرم، در سکوت چشمانشان، قصه‌های پرغصه‌ای را می‌شنوم که هرگز روایت نشده‌‌اند و نیاز به روایت‌شدن را فریاد می‌زنند.

عکاس، در ایل‌نگاری تصویری، به‌دنبال روایتِ کلمات نیست، او تلاش می کند حس کلمات را روایت کند، حسی که بر تن صخره‌ها، در مسیر کوچ‌ها، در دودِ اجاق‌ها، در صدای نی‌لبکی که با باد درمی‌آمیزد، و در لالایی سوزناکِ مادرانی که شبانه برای کودکانش زمزمه می‌کنند، در جریان است و تلاش عکاسی ترجمۀ همین سمفونی غمناک به زبانِ بصری است؛ زبانی که شاید نتواند تمام حقیقت را بیان کند، اما شهادت می‌دهد که حقیقتی وجود داشته است.

  ردِ این خون، امروز بیشتر از هر زمان دیگری در زیر آسفالت جاده‌هایی که مسیر کوچ را تنگ کرده‌اند و در زیر نورِ لامپ‌هایی که درخشش ستارگان را ‌دزدیده‌اند، در حال پاک شدن است. به همین دلیل است که این تصاویر، عکس نیستند؛ شهادت‌نامه‌ای برای زنده نگه‌داشتن تاریخ ایلند.

 روزی که آخرین سیاه‌چادر برچیده شود و آخرین گله نیز در هیاهوی شهرها و زیر سایه آسمان‌خراش‌ها ناپدید شود، این قاب‌ها، تنها ردی‌اند که بر جا می‌مانند، تا نسل‌های بعد نیز ببینند و بدانند که روزی روزگاری در این کُهن دیار، مردان و زنانی ‌زیسته‌اند که خونشان در رگ‌های این خاک و این سرزمین می‌تپیده است.

معرفی ایلات و طوایف استان بوشهر


 مقدمه

ایران، کشوری با تاریخ و تمدنِ کُهن و تنوع جغرافیایی و فرهنگی غنی است و از قومیت‎ها و ایلات و عشایر گوناگون تشکیل شده که هزاران سال در کنار هم در مناطق مختلف که مرزهای آن در طول تاریخ افزایش و کاهش یافته است، زیسته‌اند.


در حال حاضر، ایران با وسعت 1,648,195 کیلوترمربع، ۸۹ میلیون نفر جمعیت دارد و در تقسیمات کشوری دارای 31 استان است و به جز کردستان، همه استان‌‎ها دارای جمعیت عشایری هستند. 104 ایل  و 552 طایفه مستقل در ایران زندگی کوچندگی دارند. 


 در سلسله یادداشت‌های معرفی ایلات و عشایر ایران، به اقلیم، آب‌وهوا و جمعیت استان‌ها و معرفی ایلات، شهرستان‌های عشایری، دام و تولیدات آنان پرداخته شده است. این اطلاعات برای نخستین‌بار به تفکیک استانی و مقایسه‌ جمعیت عشایری در دو سرشماری رسمی در سال‌های 1387 و 1399 در تارنمای "ایلات و عشایر ایران" انتشار داده می‌شود.


وسعت و جمعیت استان بوشهر

 استان بوشهر با مساحت ۲۷۶۵۳ کیلومترمربع، در جنوب‌غربی ایران واقع شده است. این استان از شمال به استان‌های خوزستان و کهگیلویه‌وبویراحمد، از شرق به استان فارس، از جنوب و غرب به خلیج فارس (۷۰۷ کیلومتر مرز دریایی) و از جنوب‌شرقی به استان هرمزگان محدود می‌شود.


استان بوشهر به‌دلیل وجود نیروگاه هسته‌ای از اهمیّت راهبردی برخوردار است‌‌ و به‌عنوان پایتخت انرژی ایران شناخته می‌شود. بوشهر همچنین به‌دلیل قرار گرفتن در سواحل استراتژیک خلیج فارس، صادرات و واردات دریایی، صنعت صیادی، وجود ذخایر نفت و گاز (پارس‌جنوبی و شمالی)، کشاورزی و نخلداری، از اهمیت اقتصادی زیادی برخوردار است.

 

جمعیت: بر اساس سرشماری نفوس و مسکن توسط مرکز آمار ایران در سال 1395، جمعیت استان بوشهر یک میلیون و 163 هزار و 400 نفر و مرکز آن شهر بوشهر است.

 

جمعیت عشایری استان بوشهر

 بر اساس نتایج پایه اولین سرشماری ثبتی مبنایی عشایر کوچنده کشور در سال 1399، جمعیت عشایری استان بوشهر در دوره قشلاقی ۴۲۳۶ خانوار با جمعیت ۱۷۷۰۹ نفر است. عشایر این استان دوره ییلاقی را در استان‌های فارس و اصفهان سپری می‌کنند. این در حالی است که در سومین سرشماری رسمی عشایر کوچنده در سال ۱۳۸۷، جمعیت عشایری استان بوشهر ۱۷۴۳۱ نفر (۳۳۱۱ خانوار) بوده است.

 

ایلات و طوایف استان بوشهر

 ایل قشقایی و طوایف شش بلوکی، فارسیمدان، دره‌شوری، کشکولی بزرگ و عمله در استان بوشهر زندگی می‌کنند.

 

شهرستان‌های عشایری استان بوشهر

 بوشهر، دشتستان، دشتی، تنگستان، دیر، جم و دیلم، شهرستان‌های عشایرنشین استان بوشهر هستند.


تعداد و نوع دام عشایر استان بوشهر

نوع دام در اختیار عشایر استان بوشهر شامل دام سبک (گوسفند و بز) و دام سنگین (گاو، گاومیش، شتر) است. بر اساس اطلاعات سومین سرشماری عشایر کوچنده کشور در سال 1387، عشایر استان بوشهر در مجموع ۳۵۷ هزار رأس دام سبک و چهارهزار رأس دام سنگین دارند.

 

مهم‌ترین تولیدات عشایر استان بوشهر

مهم‌ترین تولیدات لبنی عشایر استان بوشهر شامل شیر، پنیر، کره، ماست، دوغ و کشک، مهم‌ترین صنایع‌دستی تولیدی آنان گلیم، گلیمچه، قالی، قالیچه، جاجیم، مفرج، چنته، گبه و سیاه‌چادر و مهم‌ترین گیاهان دارویی تولیدی عشایر استان بوشهر نیز آویشن کوهی، چای کوهی، بومادران، پونه، پیاز کوهی و موسیر است.

 

تهیه و تنظیم: علیرضا رحیمی